تبليغاتX
پســــــر پاییــزی



ای ...

 

تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

آروم آروم دل تنگم  داره بی تو میمیره

گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم

بی تو اینجا رو نمی خوام

میرم و بر نمی گر ..............


یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 |

 

خانومم

 

سلام

چه روزایه سختیه . وقتی دیدمش دلم داشت بالا میومد

نمیدونستم چیکار کنم.  تمام بدنم بیحس شده بود .

بیشتر سعی میکردم تو شهر خودم نباشم . ولی بازم نشد.

اونجا موندن خیلی سخته وسوسه هایی  تو کارند که خیلی سخته جمشون کرد .

وقتی خودم خودمو تو آینه میبینم  . تعجب میکنم .

میگم تو همون پیمانی ؟

اگه همون یکی نبود

فکر نکنم تا الان میموندم .

دیدنشو دوست دارم 

ولی دور بودن   خیلی سخته

 

تپشی قلبی نموند

من که با دنیا عوض نمیکردم حتی یه تار موشو

 


دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 |

 

 
 
یه رابطه از اونجایی خراب میشه که

تو ناراحتش کنی

یکی دیگه آرومش كنه...!!!
 
 

حالم خوبه

اَمـآ...

دلتنگ اون روزهایی شدم که

میتونستم از تهه دل بخندم ....

 


دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 |

 

میخوام باشی

 

میخوام باشی تو راه من

چشاتو من ببینم باز

دلم این بار میترسه ٬از این رنگه بی احساس

نمیدونم ٬ شاید شدی خسته

 بزار این بار بگم جونم  ٬همه حسم٬ دیگه خستم ٬تو بانویم

 نکن بازی ٬ دلم تنگه ٬چشام خسته

 من اون حس قدیمت رو  هنوز در سینه ام دارم دوسش دارم

 هنوزم ٬من همون عطری که دوس داری دوست دارم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم

 

نوشته شده در تاریخ ۵/۲/۹۱ ساعت ۲:۳۸     بامداد  همرنگ شبم بازم

 

 

 

 

تپش قلب :

خوابت ...

اگر چه خلوت مرا کامل نمی کند

خوب است

لا لایی ام کن

برای فردایی که شاید هیچوقت نیاید ...

 

 


سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 |

 

حتما گوش کنید

 

سلام

البوم جدید علیرضا روزگار به نام بیکسی   رو حتما پیشنهاد میکنم

گوش کنید.

 


یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 |

 

رو پام هنوز

 

چه روزهایی را  ...............

چه شب هایی را    ....................

چقدر عوض شده است  روزگار  .......................

بیخیالی     عادت شده است  ........................................


جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 |

 

سال نو

 

 

 سال نو همگی  مبارک

امیدوارم تو این سال همگی خوش و سلامت همراه خانواده باشید

به امید روزهای بهتر

به امید روزی که حقیقت روی خوش همه چیز باشه

به امید روزی که سکوت دوای دل یه نفر نباشه

به امید اینکه خاطره ها روزایه تکراریه کسی نشه

 

 

زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست.(ارد بزرگ)

 

 

نبینم غمتونووووووووووووووو

 

 



ادامه مطلب

سه شنبه یکم فروردین 1391 |

 

چرا تموم نمیشه امسال

 

سلام

اومدم بگم که دکترا ممنوع کردن پشت سیستم بشینم

یه ۵ روز بود بیمارستان بودم .

اگه کسی کاری داشت تو نظر خصوصی بگه شماره ایرانسل  رو میزارم

نمیتونم زیاد پا سیستم بیام

 

ممنون از بودن بعضی ها

ممنونم . مادر. پدر .داداش. متین. سعید . آرمان.امیر. حدیس. پوریا. عارف. شهاب. علی. خاله جون و دایی ها  . دختر خاله جونم

ممنونم که بودید .

 و تمام کسایی که ملاقاتم اومدین

 

ممنون از شو شو و دو دو

بودنتون  خیلی بهم کمک میکنه

 

امیدوارم همیشه سلامت باشید  .

واسه منم دعا کنید  زودی خوب شم .

 

ممنونم

آبجی مونا منتظر تو هم بودما نبود نظرت .

 

 

تپش قلب :

خدایا خود دانی چه میکشم 

صبرم ده تا بتوانم  تا آخرش به دوش بکشم

ای همیشگی من

دوستت دارم


شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 |

 

بدون تو میمیرم

 

از زوزه گرگ که سنگین تر میشود صدای من

پشت میکنم به تمام اعتقاد هایه من

تکرار پی در پی یک اشتباه

به راه کج میکشد مرا

بگزار ببیند چگونه میمیرد

گرگی که جوان میمیرد.

 

 

۱۳۹۰/۱۲/۱۵ یه شب وحشتناک

 

تپش قلب :

مردانه که دلت بگیرد کدام زن میخواد آرامت کند؟ 
مردانه که بغض کنی چه زنی توانایی آرام کردنت را دارد؟

مرد که باشی حق این ها را نداری !
مرد که باشی حق ات فقط در دل نگهداشتن است

مرد که باشی از دور نمایی کوه را داری , مغرور و غمگین و تنها

مرد که باشی شب که دلت بگیرد یک نخ سیگار روشن میکنی و خودت را پشت دودش پنهان میکنی
مرد که باشی شب که دلت بگیرد یک استکان مشروب میخوری و خودت را با تلو تلو خوردن از غم دور میکنی

مرد نماد کوه است , مغرور و تنها و غمگین

 

 


دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 |

 

افسون یه نگاه

 

زندگی افسون است

افسون یه نگاه

نگاهی در چشم

که کند غوغایی

 و من به خیال یه نگاه 

زندگیم افسون شد

افسون یه نگاه

زندگی  در فکرت افسون هاست

زندگی در فکرم افسون است

باز به یاد یه نگاه 

افسونم شب و روز

و...

 

نوشته شده در  ۱۲/۱۲/۱۳۹۰

 

تپش قلب :

 

این ترم خیلی سخت شده درسام

سعیمو دارم میکنم

نمیدونم راهمو دارم درست میرم یا نه ولی دارم همین جوری میرم

بادا باد .

خدا مواظبش باش


جمعه دوازدهم اسفند 1390 |

 

سرده سرده دستام

  بازی بازی اوست

بازی را من بلد نسیتم

یا خوب یادم نداده اند

خواستم بازیکن خوبی باشم

بازیگر خوبی نبودم

این بازی بازیگر ماهر میخواهد

کم کم داره یه روزی میشه که همه بازیگر خوبی میشن

       یهو نوشت بود


یکشنبه هفتم اسفند 1390 |

 

یه شبهایی

      

 یه شب هایی که تنهای تنهایی

همون شبهایی که، نفس بالا نمیاری

 همون شبهایی که قلبت میشه خسته

همون شبهایی که اشکات ،مثله بارون میاد پایین

شده هر شب برای من ازین شبها

شده عادت برای من  شب و شبها

خیلی خستم تو میدونی ولی انگار نمیدونی

نمیدونی و ........................

 

 

۱۳۹۰/۱۲/۰۱ نوشته شده  در ساعت ۱:۲۰  شب   

 

 

 

تپش قلب :  

 يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛

آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم

و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی

تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد

باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من

هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه

جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه

چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا

خيلي تنهام
». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم.

فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش

نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟

من اينجا خيلي تنهام
». براش يه لبخند كشيدم و

زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی

تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من

قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه

مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام
». براش يه لبخند

كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.

من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی

خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که

نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام ....

 

 

دم اونی گرم  که کم اگه بیاره حاضره بمیره ولی با زندگی یکی دیگه بازی نکنه

دم کسایی گرم که تو زندگی فقط به خودشون فکر نکردن

یا حق


دوشنبه یکم اسفند 1390 |

 

متن آهنگ جدید که دوست داشتم

 

"خدایا"


خدایا عاشقم کرد و ، کنار من نمی مونه

داره دل می کنه میره ، بهم میگه پشیمونه


خدایا عاشقم کرد و ، حالا از بودنم سیره

دل بی رحم اون حالا ، یه جای دیگه ای گیره

خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه

میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه

چه سال نحسیه امسال، چه روزای بدی دارم

آهای تقویم پر پاییز، ازت بیزار بیزارم

تو تعبیر کدوم خوابی؟ کدوم کابوس بی پایون؟

چقد دل می بری ساده، چقد دل می کنی آسون

کدوم مهمون ناخونده ، منو از قلب تو رونده؟

نگاتو کی ازم دزدید؟ دل من رو کی سوزونده؟

خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه

میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه

چه سال نحسیه امسال ، چه روزای بدی دارم

آهای تقویم پر پاییز ، ازت بیزار بیزارم


ترانه سرا: محمد اسلامی

با صدا وآهنگسازی : علیرضا روزگار


جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 |

 

نمیدونم چمه

 

تو این خونه

یه یادی مونده دیوونه

میخوام ترکش کنم اما یه جورایی شدم خسته و وابسته

یهو میای توی ذهنم یهو میگی سلام جونم

یه لبخندی روی لبهام ، یه عطری تویه این خونه

نمیدونم تو تنهایی میشه با روح صحبت کرد

نمیدونم، شاید روح  خودم باشه

 

 

۱۳۸۹/۱۱/۲۳ ساعت ۱:۴۶  امشبم بازم بارونه

 

 

تپش قلب :

ساکتم  و خیس

همانند باران 

ولی او در راه است . ولی من در پایان راه .

 خلاصه مخمو شستشو دادن.

دهنشون سرویس.

 

 


یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 |

 

زندگی

 

زندگی بازی است

بازیه شطرنجی رنگارنگ

با خیانت آرام

با دروغ آرام تر

هر کسی به دنبال خیال

رنگارنگ رنگارنگ

و چه آسان گفتن  به دروغی دیگر ، تا ابد در دل من میمانی

روزی دیگر

یه سرابی دیگر ، یه دروغی دیگر ، یک لبخند  

رنگارنگ رنگارنگ

چه کنم خسته شدم

برق چشمان به نگاهم افتد ، میترسم نکند

داخله بازی شوم

 

 

۱۳۹۰/۱۱/۱۹ ساعت ۳:۵۳  

 

 

 

تپش قلب :

نوکرتم اقا سید حسین که همیشه برام از خدا خواستی

این دفعه هم مدیونتم . دستت درد نکنه . همیشه کمکم کردی

تو همیشه تکیه گام بودی . دوست دارم .

 خدا خودت بیشتر از همه تو دلمو خبر داری ............   

 

 

 

 

 سرم گنگه  بخوابم بابای.


چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 |

 

گفتگو با دل خود

 

گرداب

من به مثال دل تنگ

من به خیال  چشم تو

زندگی خواهم کرد

سخت است بگویی شادم

ولی در اوج سکوت گریه کنی

سخت است بگویی دلکم

بیخیال دنیا

بیخیال یک روز

بیخیال خاطره ها

حس مرگی دارد ، دلتنگی

 

نوشته شده در یه شب بارونی دیگه

 

 

آمدن با تو  بودو

رفتنت نیز با خودت

داستان تازه ای نبود

من فراموش کار بودم

 

 

 

 

 

تپش قلب : 

این دفعه  که دلم دوباره  دلتنگ شد 

 گفتم بیا با هم حساب کنیم

دیونه حرف گوش نمیکرد که

خوب به زور آوردمش نشوندم کنارم

گفتم : این این کارارو کرد . خره  میفهمی یعنی چی ؟

لعنتی بازم ساکت واسادی چی!

اوم

دیگه ازین واضح تر که دو رو داشت ؟

اوم

خوب بازم میخوای بگیری تو لامسب.........

دیگه کاری از دستت بر نمیاد رکبو خوردی یه آبم روش

خوب دسته خودم که نیست

بابا تو حالیت نیستا

میگم دروغ میگفت . اصلان اون یه جور دیگه بود .

اوم

خوب حالا بسه . بزار به کارم برسم


دوشنبه دهم بهمن 1390 |

 

بیتابم و حس میکنم غمگینی خودم را با تمام وجودم

 

 

آشفته ام امشب همانند کسی که فکر در دل گم کرده است

بیهوش میشوم وقتی افکارم با من میجنگند و به نتیجه نمیرسم

سخت است زندگی کردن بدون تو و عمری را بدون تو بودن

زندگی تلخی دارد به زبانم وقتی که نیستی و نمیتوانم با تو باشم

چگونه درک کنم بازی  تو را و بازی روزگار را

من که بازی را باختم حس میکنم  درد را

سنگینی غم را

غمی که جانم را میلرزاند

نه یک لحظه  .....................

تمام لحظاتم پر شده از یادت ، نگاهم فقط تو را میجوید

یادت تنهایم نمیگذارد

و این حس  .............................................................................کرده

 

 

تپش قلب :

شرمنده دلم یه هو خواست اینا رو بنویسه

بدون ویرایش نوشتم

بعدان درستش میکنم .

خیلی سنگین شدم . دورررم از خیلی چیزا  . خیلی دورم .


یکشنبه دوم بهمن 1390 |

 

از پا افتادم ...

 

دلم چشماتو میخواد  

....

چشام سنگینه : گریه میخواد

 

حالم خوب نی

 

تپش قلب :

این بار اینقدر خستم که خودمم نمیدونم چی دارم مینویسم
چه روزه تب دارم
دکتر نمیرم
سرم گیج میره . گنگ گنگم . یه حال باحالی ها
ولی این تب لرزه امونمو بریده . سردم میشه .

دلم خیلی براش تنگ شده .
خیلی زیاد .


یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 |

 

میجنگم مثل کسی که هیچی واسه از دست دادن نداره

 

 

 

ای کاش من یک باز بودم 

به دنبال تو من پر میکشیدم

به دنبال تو هر جا که نشستی

کنار قلب تو من میتپیدم

کنار عشق و باور تو 

صفای عاشقی را می سروردم

به جان حضرت ، عشق و وقارت

که دنیا را به کامت دیده بودم

شبانگاهان که در محراب بودم

به ذکر دیدن تو زنده بودم

دل می خواست در خَلوت خود باز

دست هایم را برویت میکشیدم

غرق در بوسه مهرت

زمان را به  دل تو میسپردم

ولی افسوس که من باز نبودم

که همراه تو دنیا را  ببینم

 

ولی این را بدان ای یار بیتا            همیشه با رخ تو خواب دیدم

 

 تقدیم به کسی که دنیام بود

آرزوم هنوز موفقیتشه  همیشه

شک نکن 

تواین لحظه چه بارونی گرفت یه هو

 

۴:۰۲   ساعت ۱۳۹۰/۱۰/۲۲

 

 

 

 

دلم گرفته بود این شعر رو دوست داشتم یه تیکه هایی

                     از این شعر و مینویسم

 

تا که یک روز تو  رسیدی توی قلبم پا گذاشتی  

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

۰۰۰ 

۰۰۰

۰۰۰

اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت  سوی روشنی فردا

منو دل اما  نشستیم چشم به راحت لب دریا

 

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم  داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره   

میرسه روزی که دیگه قر دریا میشه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم

۰۰۰۰۰

 

 

 

  

 

 

 

 اونيــــو کـــــــه ميگــــه "چشـــــــام جــــــز تـــــو کــــــس ديگــــه‌اي رو

 نمي بينه" بــــاور نکــــــن،

اونيــــــو بـــــاور کـــــن کـــــه "موبــــايلشــــو"راحـت رو ميـــز ميـــذاره و ميــره.............!!!!!!!!!!!

 

 

 

تپش قلب:

مرد که باشی

گاهی تند میشوی، گاهی عاشقانه میگویی..

غرورت آسمان و دلت دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...

مــــــرد را فقط مــــــرد میفهمد و مـــــــرد!!!!

 

 

بازم امتحانمو خراب کردم لعنتی

خیلی تند میزنه با چه آرومش کنم

شبی ۴ تا قرص بسش نیست

 


چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 |

 

گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد

 

در این باغی که من هستم هزاران میوه میبینم

همه خوشمزه و رنگی ،حتی چند رنگی

یکی دیدم که میچیند ، از آن میوه که خوشرنگ است!

دلم پرسید : چرا میچینی آن میوه که خوشرنگ است ؟

مگر میدانی آن میوه به جز رنگش ،مزه دارد ؟

به من گفتش : که میچینم اگر خوشمزه بود ،درون دست من هستو برای من اگر نه که فرو   افتد و میپوسد .

چقد پستند بعضی ها......

 

نوشته شده در تاریخ ۸/۱۰/۹۰ ساعت ۱:۲۰

 

 

 

 

 

هنوز به کیش سفر نکرده ام، چشمان آیینه ام مات شده اند...

بازی ناجوانمردانه ای بود...

 

 

 

 

تپش قلب:

یه هو رفتم یه جایی واسه همین نوشته بودم

حلالم کن همین حالا

 

اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را به دل هرگز نمي دادم خيال اشنايي را

 


دوشنبه پنجم دی 1390 |

 

شب یلدا و حافظ

سلام

 

شب یلدا اومدو من بازم به یاد کسی هستم که خیلی دوسش دارم

شاید اونم به یادم باشه ولی .....................................

خیلی دلم میخواست کنارم باشه و برام بخونه فالمو -بعد ..........

محکم بغلش کنم . بگم دیونه دیدی حافظ هم با تو  هه

امیدوارم تو این شب بلند  به امید دلهای قشنگ

آرزوهای قشنگتون به واقعیت برسه

همیشه تو زندگیتون غم رو حس نکنید و کسی که دوسش دارید رو همیشه کنارتون داشته باشید .

 

ستیز روزگار

اگر روم زپی اش فتنه ها برانگیزد       وراز طلب بنشینم به کینه برخیزد

وگر به رهگذری یکدم از وفاداری        چو گرد در پی اش افتم چوباد بگریزد

وگر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس   زحقه دهنش چون شکر فرو ریزد

من آن فریب که در نرگس تو می بینم    بس آب روی که با خاک ره بر آمیزد 

فراز و نشیب بیابان عشق دام بلاست     کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد

تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز   

    هزار بازی ازین طرفه تر برانگیزد

بر آستانه تسلیم سپر بنه حافظ          که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

 

 

حافظ هم میگه زمونه همینه باید نجنگی . باید صبر کنی . و گاهی پذیرفتن تقدیر و درک شرایط

 

این درک شرایط منو یاد حرف یکی انداخت . دمت گرم حافظ اون دنیا هستی

این دنیا رو درک میکنی . من چه جوری شرایط رو قبول کنم . به امید کی ؟

به امید کسی که نیست ؟ به امید کارایی که قبول کنم که خدام میگه نه؟

به امید چی ؟ دلم به صحبت یکی خوش بود که نیست ِ دلم خوش بود برای یکی

یه کاری انجام میدم دلش خوشه  که نیست . دلم خوش بود بودنم واسه یکی مهمه که نیست . دلم خوش بود که احترام میذاره بهم که نذاشت .

تپش قلب :

حافظ بیا جا من باش ببین تو دلمو...............

 همه چی دست هم داد تا خاک شم

امیدوارم باد خاکمو از جولوش پاک کنه تا خاکی نشه

امیدوارم تو این شب هندونشو با لبخند زیباش خورده باشه

فالشم مثل فال من نباشه

مواظب کسی که خیلی برام عزیزه باش  .......... آمین

 

 

 


پنجشنبه یکم دی 1390 |

 

من به یاد تو خوشم تو به یاد دلکت

 

 چه اشتبایی کردم  تا دم لحظه مرگ حکمم ......

چه دورایی بودش یه طرف راحتی و یه طرف گورستان

چه راهی رفتم طرف گورستان

راه برگشتی نیست

پشت سر خاطره هاست

یاد روز اول ، یاد آن گریه تو ،یاد وابستگیو ،یاد احساس قشنگه تو به او

یاد حرفهای زیبایه تو به من ، یاد آرامش من

یاد حرفه تو به من با لرزش ، با گریه ،یاد آشفتگی صورت من

یک راز شده ،قصه منو تو

یک راز بلند ، تا تهه گورستان

من به تنهایی میروم تا تهه گورستان

تو برو ، پشت تو خالی است ..............................

 

 

 ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ ساعت ۲:۱۸

 

 

 

تپش قلب :

داره تند میزنه  همین . دیگه از این بدتر که نداریم . باعث شده  نفس و قلب یکی نباشه

 

اگه کسی درک نکرد شعر بالا رو حق داره

 

 

 

تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ...

تو شدی "سنگ" و من هنوز "
صبورم

 

 

 

 

 


شنبه بیست و ششم آذر 1390 |

 

نزدیک است پایان بودن. چون خیلی تند میتپد

 

چقدر باید بگذرد؟؟!!

                               تا من

                        در مرور خاطراتم 

                 وقتی از کنار تو رد میشوم

                          تنم نلرزد...

                         بغضم نگیرد...

 

 

تپش قلب :

آنقدر سيگار ميکشم

تا

تلخي سيگار
......
شيرينيِ لبهايت

را
از خاطرم ببرد
..

 

 

دیونگی :دلم برلت تنگ شده


پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 |

 

چه حالی میشوم وقتی چشام چشماتو میبینه

 
میخوام باشم ولی هرگز نیمیتونم
تو میگفتی خود عشقی
ولی سنگی . بت سنگی
به ظاهر مست میگردی
ولی باطن مثال یک بت سنگی
درسته که صدات گرمه و شیرینه
درسته که لبات قلبمو مست کرده
ولی سنگی
چند رنگی
به حرفت اعتمادی نیست
 به حرفت اعتمادی نیست  
 
نوشته شده در : 
۹۰/۰۹/۱۶
 
 
 
 
 
 
 
تپش قلب :
 

در تـمـام مهـمانـي هـا

آويـزِ گـردن مـن،

كـليـدِ خانـهِ تـوسـت!

حــالا بگـذريـم

كه مـرا جـراتِ آمـدن نيـسـت،

و تـو را

جـراتِ عـوض كـردنِ قفـل!!!

 

بی اعتمادی را تو به من هدیه دادی

با دروغ گفتنت

 



چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 |

 

چشام چشماتو میخواد

 

چشام چشماتو میخواد  

دلم میترسه اما چشام چشماتو میخواد

      یه ترسی دارم هر لحظه       

یه ترسی مثل یک لرزش

به تنهایی 

یه شب در هین تنهایی

به خود گفتم بزن زیرش همه حرفا   ( ک خ ا دنیا )

صدا آمد اگه مردی بزن زیرش

سکوت کردم ......

 

 نوشته در ۹۰.۰۹.۱۳ ساعت ۴:۰۷

 

 

تپش قلب:

چه دنیایی داریم یه روزی یکی همه چیزت میشه

همون یکی یه روزی همه چیزو ازت میگیره به خاطر یه مشت ک... شعر

بعد میگه قول میدی این کارو نکنی(..............................) 

جونه خودمه  . متونم میکنم .   

 

چه حرف بی ربطیست

که مرد گریه نمیکند

گاهی انقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی

تا بتوانی گریه کنی

 

 

غم چشاشو


یکشنبه سیزدهم آذر 1390 |

 

خوب نیستم

 

خوب نیستم دارم بالا میارم . نفسام یه جوری شده که میترسم

شاید دیرتر بیام   دعام کنید . یا علی.

سرده دستام سرد سرد

 

 

دستت که بلرزد اشتباه مینویسی.. پایت که بلرزد اشتباه میروی...

دلت که بلرزد وامصيبتا!!!...

 

به سلامتي اوني كه ميگفت سرما خوردم ولي بازم من محكم بغلش ميكردمو ميبوسيدمش...!

به سلامتي اوني كه همه رو بخاطرش مي پيچوندم ولي اون منو بخاطر همه مي پيچوند...!
...

 

 


یکشنبه ششم آذر 1390 |

 

لبخندت زیبا بود . دلم باز شد لبخندتو دیدم .

 

  

 

میـــــــان مانـــــدن و نمانـــــدن

فاصـــــــــله تنها یك حرفــــــ ساده بود

از قــــــول من

به بــــــاران بے امان بگو :

دل اگــــــر دل باشد ،

      آب از آسیاب علاقــــــــه اش نــــمے افتــــــد

 

و من پنداشـــــــتم او مــــــرا خواهـــــــد برد

 به همان كوچــــــــــه رنگين شده از تابســــــــتان

به همان خانـــــــــــــه بي رنگ و ريــــــــــا

و همان لحظـــــــــه كه بي تاب شوم او مرا خواهــــــــــد برد

به همــــان سادگــــــــــي رفتـــــــــــن باد

 او مــــــــــــــــرا برد

ولــــــــــــي برد از یـــــــــــاد...............

 

 

فراموشی بهترین نعمت خداست .اما من ازش بی نسیبم .

یه روز یک میاد تو زندگیت میگه با همه فرق داره . برات گریه میکنه اما وقتی عاشقت کرد میگه من گریه کردم!!!!!!!!!!!!!!!

بعد میره و تو میمونی با خاطره هاش . هر روز و هر ثانیه با یه دنیا خاطره ای که ازش داری طی می کنی در حالی که شاید اون یادش بره بودی .

یادش بره یه روزی بهت می گفت تو همه ی دنیامی و هیچ وقت تنهام نزار .

 .......................... می شم .

 

 

 چمدان را بستم
و گذشتم از شب
دلم از غربت پر!
و نگاهم
گمشده لای شب بوها!
دیگر بینا نیستم!
و نمی بینم من
که گذشته رفته!
و دلم میسوزد و هنوز از غربت لبریز است.
چمدانم خالی،دلم اما خالی نیست.
چمدان را بردم ،دلم از غربت پر؛
و گذشته رفته.
جای او بَد خالی است؛
جای او بَد خالی است

 

 

 تپش قلب :

زمزمه نمیکنم

صبر نمیکنم

کارم از این کارها گذشته است  : ببخش که نتوانستم روی حرفم بمانم

 

قربونت برم امام حسین غریب بودی

یه شفاعت برایه منم کن  .  بیام بالا پیشتون . خستم . به مولا

 

 

 


شنبه پنجم آذر 1390 |

 

سرندیپیتی

 

ببار باران  ببار باران

برای یک دل سنگین

به جای یک دل سنگین به جای غصه سنگین

برای رد پاهایش برای زخم احساسش

 

ببار باران ببار بارن

 

تپش قلب: شاید روزی آرام گردم باران تند تر ببار .

به امید بر آورده شدن آرزوهاش. سالم باشه و قوی .

 

 

 

 


پنجشنبه سوم آذر 1390 |

 

دلتنگ دلتنگ

 

الان  خیلی دلم تنگه همین

خیلی خستم خیلی

چه چیزای رو دوست داشتم که پیشم باشن الان که نیستن

اینه رسمش زمونه دمت گرم .

امان از دل تنگ برای.................

این لحظه رو فکر نکنم هیچ وقت فراموش کنم ....

خوش به حال تکه سنگ

 

تپش قلب :مرگ تدریجی شروع شد 


دوشنبه سی ام آبان 1390 |

 

به گمانم یک خاطره است...

 

 

نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم و خوب می دانم که گل در عقد زنبور است اما یک طرف سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد نیا باران پشیمان میشوی از آمدن زمین جای قشنگی نیست در ناودان ها گیر خواهی کرد من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند نیا باران زمین جای قشنگی نیست

 

 

 

 

 

بترسید از آدم هائی که

              عاشق نیستند ولی 

                           عاشقی کردن را خوب بلدند

 

 

 

 

 

 

تپش قلب:

نه.. نه ‌.. گریه نمی کنم

                   چیزی رفته در چشمم 

                            به گمانم یک خاطره است...

 

 

 

 

 

 

کی تموم میشه خاطره ها................ ک هر چی خاطرس


یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 |

 


سلام
نظر خصوصی ندید چون تایید میشه برای نمایش
تمام نظر ها جواب داده میشه در زیر آن .
به جز بعضی که دلیل داره
این نوشته ها اشاره به کسی نداره
دست نوشته هایی هست که دوست دارم
و نوشته میشه . همین .


عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یك لحظه اول، كه اول ظلم
را میدیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی ،
به روی یكدگر ، ویرانه میكردم
عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم
كه می دیدم یكی عریان و لرزان ،
دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را واژگون مستانه می كردم
عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یكی
مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو،
آواره و دیوانه میكردم
عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل
عشاق سرگردان
سراپای وجود بی وفا معشوق
را، پروانه میكردم
عجب صبری خدا دارد

چرا من جای او باشم
همین بهتر كه او خود
جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتكاریهای
این مخلوق را دارد
وگرنه من بجای او چو بودم
یكنفس كی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میكردم
عجب صبری خدا دارد !


 

 

 

هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته اوّل فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته دوم اسفند 1390
هفته اوّل اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته دوم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390

 

ای ...
خانومم
میخوام باشی
حتما گوش کنید
رو پام هنوز
سال نو
چرا تموم نمیشه امسال
بدون تو میمیرم
افسون یه نگاه

 

دنیای تنهایی من
دور از آدمها.. •. آبجی مهربون.•
بنام خالق دو چشمی که عاشقت میکند آبجی لیلا
آبجی مهربونم *** حباب نویس***
ستاره ی طلایی
داش بهروز *لاهیجان*
سیاهی شهر من و نور پاکی که می آید
ری را ...
دخترکش 2011
real girls
♥☻♥ملوووس♥☻♥ آبجی نیایش
•●محکوم به زندگی●•آبجی محبوبه
`*•.تبســم عشــقــ .•*´آبجی الناز
گیلان پاتــــــــــــــــــــوق
هیرو ثابق
عارف و ....
مریم پاییزی
شاعر پگاه بهنامی *پاييز باراني من*
شاعر مهدی کیقبادی ( کتاب سایه در هور )
Users

 

پگاه بهنامی(شاعر)
گیلان پاتوق == از نظر من هر چیزی بخوای توش گیر میاد نرم افزار- آنتی ویروس و همه چی دیگه
یوزر و پاس و دانلود نود 32 قوی

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.